آیا باز تاریخ بیرحمانه تکرار می‌شود؟

آیا باز تاریخ بیرحمانه تکرار می‌شود؟

مرد عدالت که باشی، محبوب ملت می‌شوی ولی خواص برای تو شرط بازگشت می‌گذارند! پس از مرگ خلیفه دوم، برای علی  ع  شرط گذاشتند که اگر براساس سنت خلفا عمل کنی، با تو بیعت می‌کنیم! خیال می‌کردند آن مردی که فاتح بدر و حنین بود، همچون خودشان نه برای خدا، بلکه برای جاه و مقام جهاد کرده است! علی ( ع)  هم که حکومت برایش از آب بینی بز بی‌ارزش‌تر بود، عطاء خلافت را به لقائش بخشید! خیال می‌کردند می‌توانند برای علی شرط بگذارند، در حالیکه این علی بود که در نهایت برای آنها شرط گذاشت که اگر بیت المال را کابین همسرانتان کرده باشید آن را بازپس خواهم ستاند! در آن روز نه فشار خواصی که فهمیدند علی با آنها تعارف ندارد بلکه فشار مردم باعث شد تا علی خلافت را بپذیرد!  

بعداز رحلت پیامبر (ص) علی را منکر دین جدش می دانستند و علی (ع) را کافر می پنداشتند  بعد از رحلت امام عزیزمان توجه ای به این فرزانه انقلاب امام خامنه ای نمی کنند  تا از تاریخ مثال می‌آوریم، برخی خشکه مقدس‌ها الان هم عکس العملشان همین است، که تو فلانی را با علی  (ع)  مقایسه می‌کنی؟ نه هرگز!  هرگز معصوم را با غیر معصوم نمی توان مقایسه کرد! ولی راه او را دارد ادامه می دهد ،ولی این بدیهی است که تاریخ مدام تکرار می‌شود و اگر بخواهی به اندازه‌ی ذره‌ای از عدالت علی  (ع ) را به ملت بچشانی، از طلحه و زبیر گرفته تا معاویه و یزید، از همسر پیامبر گرفته تا خوارج پیشانی‌ پینه بسته! همه روبرویت شمشیر خواهند کشید و تو را به کفر، شرک و تارک الصلاتی متهم خواهند کرد.

مرد عدالت و پاکی را در سخت ترین شرایط  تنها گذاشتند، تا امروز شاهد آن باشیم که بیت المال مسلمین توسط عده‌ای که خود را صاحب سفره انقلاب می‌پندارند یکجا و نامشروع غارت شود و مقصر آن نه دولتِ عاریه‌ای بنفش است که اصل وجود آنها برای انقلاب از ابتدا همین روشها بوده، بلکه مقصر اصلی آن همان خوارجی هستند که شمشیر جهالت خود را به سم مقدس‌مآبی آغشته کرده و عدالت را در محراب بندگی سربریدند و پس از آن هلهله پیروزی سر دادند!

ای کاش مردانی در این وانفسای جهالتِ خواص، پیدا می‌شدند که همچون علی علیه السلام مرکبی می‌شدند برای آن کودکان یتیم کوفه تا با سواری گرفتن از شانه‌های خلیفه مسلمین لحظه‌ای داغ یتیمی فراموش کرده صدای خنده‌هایشان پس از مدتها در خانه به گوش برسد و دل مادر را خشنود سازد! خنده‌های کودکان یتیم برای علی  (ع)  از همه آن پنج سال خلافت بر مدعیان فربه و ریش‌دار عرب شیرین‌تر بود! شیرینی در کنار تلخی! تلخی شنیدن دشنام توسط مادر یتیمی که نمی‌دانست این همان خلیفه است با فرزندانش بازی می‌کند، او دشنام می‌داد و علی نزدیک آتش تنور که می‌شد می‌گفت علی بچش! گرمای جهنم را بچش! ای کاش می‌شد امروز همه با هم در کنار تنور گرمای سوزان آه یتیمانی که خبر غارت سیستماتیک از بیت المال را می شنوند، به نفس تمامیت‌خواه خود می‌گفتیم بچش!

تاریخ با چه تشابه بی‌رحمانه‌ای تکرار می‌شود، و البته با یک استثناء و آن اینکه مردم در این وقایع رشد می‌کنند و تکرار حوادث آنها را بیدار و بیدارتر می‌کند. آنقدر این تاریخ تکرار می‌شود تا مردم به آن سطحی از بیداری برسند که در هنگامه‌ی رخداد قیام امام زمان ( عج)  بجای آنکه شاهد تکرار صحنه‌ی کربلا باشیم، این امام زمان  باشد که با یاری مردم، ظالمان عالم را نابود کرده و ندای برپایی حکومت علوی را در جهان سر دهد!

تکرار تاریخ آزمون خداوند برای بشر

ظهور آن زمانی محقق خواهد شد که مؤمنان با دیدن صحنه‌ی ظلم، نگویند دین از سیاست جداست و ما را چه به سیاست!؟ قیام کنند و امامشان را در سرزمین کربها و بلاها تنها نگذارند! تکرار تاریخ آزمون خداوند برای بشر است تا مردم بفهمند آیا زمان بازگشت معصوم  ع  فرا رسیده یا شرایط تکرار صحنه قربانی شدن امام ع  پس از قیام است!

🌾🌱 #توصیه_های_مهدوی 🌱🌾

تشرّف به محضر مقدّس حضرت بقیه الله "ارواحنا فداه" مساله ای نیست که انسان بتواند با ریاضت و دعاء و حتّی با ده ها سال عبادت آن را به دست بیاورد. زیرا آن امام معصوم نعوذاً بالله نه تسخیر می شود و نه منتظر این است که ما ریاضت بکشیم تا خود را به ما نشان بدهد و یا معرّفی کند.
ولی بدون تردید اگر ما آن حضرت را بشناسیم و اعمال و افکار و معارف او را میزان تربیت خود قرار دهیم و رفته رفته با آن مقام مقدّس یک نحوه سنخیّت روحی پیدا کنیم، عشق و محبّت او را در دل جای دهیم شاید اراده کند و ما را به لقائش موفّق نماید.

📚کتاب: مصلح غیبی، صفحه: ۱۴۷، مولف: حضرت آیت الله ابطحی خراسانی "رحمه الله علیه"

شکست ولایت در ایران هدف اصلی دشمن

شکست ولایت در ایران هدف اصلی دشمن
مسئولانی که در مدیریت خودشان با روش حکومت دینی عمل نمی کنند اما به نام حکومت دینی در حوزه های مختلف خواسته اند بر مردم حکمرانی کنند چنین افرادی بزرگترین ضربه را به انقلاب اسلامی وارد می کنند و هرنوع بی تعهدی و بی تخصصی مسئولان نیز  بد بینی را نسبت به رهبری  و ولایت فقیه افزایش می دهد.اصلی ترین هدف دشمن این است که می خواهند ولایت گریزی در مردم بوجود آورند به همین خاطر مقام معظم رهبری بیشتر به نفوذ تأکید دارند. منظور از نفوذ « نشانه گیری ولایت» است که هدف اصلی دشمن شکست ولایت در ایران است

🌾🌱 #توصیه_های_مهدوی 🌱🌾

🌾🌱 #توصیه_های_مهدوی 🌱🌾

🖋انسانی که از خواب غفلت بیدار شده، لحظه به لحظه دوری از امام زمان برایش جهنم است، آتش است!
شما تا به حال عاشقهای مجازی را دیده اید؟! شخص عاشق می نشیند، بلند می شود، راه میرود، به فکر محبوبش هست، لحظه شماری می کند وقت دیدار برسد...⏳
ما برای امام زمان اینطوری هستیم؟!!!🤔

🔻امام زمانی که با ارزشترین و عزیزترین منبع علم و حکمت، و خیر و سعادت می باشد، در بین ماست، چقدر به طرف ایشان حرکت کرده ایم؟
چقدر فراق، لحظه های دوری از امام زمان را برایمان سخت کرده است؟!!!!🤔🤔

📜بیانات جناب #حجة_الاسلام_و_المسلمین_زعفری_زاده "حفظه الله

در سیره حکومتی علی (ع) ، تخلفات مدیران و کارگزاران هر نظام ، از آفات آن به حساب می آید

در سیره حکومتی علی (ع) ، تخلفات مدیران و کارگزاران هر نظام ، از آفات آن به حساب می آید

این روزها ، اسامی تعدادی از مقامات ارشد دولتی که اسم آنها  به عنوان متهمان فیش های نجومی بر سر زبان هاست و اخیر نیز مدام از آنان نام برده می شود.

 از آنجا که نظام جمهوری اسلامی ، عدالت مورد نظر خود را منطبق با آموزه های علی علیه السلام تعریف کرده است ، انتظار می رود شعار عدالتگرایی و برابری افراد در برابر قانون با سیره امیرالمومنین سنجیده شود.

یکی از موارد قابل تامل در سیره حکومتی امیر مومنان علی (ع) برخورد ایشان با کارگزاران متخلف است.
در عهدنامه مالک اشتر نسبت به کارگزاران خائن چنین دستور می دهند:«...اگر يكي از آنان دست به خيانت زد و گزارش بازرسان تو هم آن خيانت را تأييد كردند، به همين مقدار گواهي قناعت كرده، او را با تازيانه كيفر كن، و آنچه را كه از اموال در اختيار دارد از او باز پس گير، سپس او را خوار دار و خيانت كار بشمار و قلاده بدنامي به گردنش بيفكن.»(1)

هنگامى كه امیر مومنان علی علیه السلام از خيانت ابن هَرمَه(مأمور بازار اهواز) اطلاع پیدا کرد، به رفاعه(حاکم اهواز) نوشت: وقتى كه نامه ام به دستت رسيد، فورا ابن هرمه را از مسئوليت بازار عزل کن ، به خاطر حقوق مردم ، او را زندانى كن و همه را از اين كار با خبر نما تا اگر شكايتى دارند، بگويند. اين حكم را به همه كارمندان زير دستت ، گزارش كن تا نظر مرا بدانند. در اين كار، نسبت به ابن هرمه نبايد غفلت و كوتاه شود و الاّ نزد خدا هلاك خواهى شد و من هم به بدترين وجه تو را از كار بركنار مى كنم ، و تو را به خدا پناه مى دهم از اين كه در اين كار، كوتاهى كنى .

اى رفاعه ! روزهاى جمعه ، او را از زندان خارج كن و سى و پنج تازيانه بر او بزن و او را در بازار بگردان ، پس اگر كسى از او شكايتى با شاهد آورد، او و شاهدش را قسم بده ، آن وقت ، حق او را از مال ابن هرمه بپرداز، سپس دست بسته و با خوارى او را به زندان برگردان و برپايش زنجير بزن ، فقط هنگام نماز زنجير را از پايش در آور و اگر براى او خوردنى و نوشيدنى و يا پوشيدنى آوردند، مانع نشو و به كسى هم اجازه كه بر او داخل شود و راه مخاصمه و طريق نجات را به او بياموزد و اگر به تو گزارش رسيد كه كسى در زندان چيزى به او ياد داده كه مسلمانى از آن ضرر مى بيند آن كس را مى زنى و زندانى مى كنى تا توبه كند و از عمل خود پشيمان شود.

اى رفاعه ! همه زندانيان را براى تفريح به حياط زندان بياور غير از ابن هرمه را، مگر آن كه براى جانش ، بيمناك باشى كه در اين صورت او را با زندانيان ديگر به صحن زندان مى آورى ، اگر قدرت بدنى دارد هر سى روز، سى و پنج شلاّق بر بدنش مى زنى و قضيه را براى من بنويس و نام جانشين او را هم گزارش كن و حقوقش را قطع كن.(2)

در موردی دیگر يكى از فرمانداران اموالی از بیت المال را نزد خود گرفته بود، خبر که به امام رسید ، حضرت فوراً نامه ای تهدید امیز به وی نوشتند: از خدا بترس ، و اموال اين مردم را به سويشان بازگردان، که اگر كارى را كه تو كردى حسن و حسين كرده بودند، از من نرمشى نمى ديدند، و به مرادى نمى رسيدند، تا آن كه حق را از آنان بازگيرم، و باطلى را كه از ستم آن دو پديد آمده، نابود سازم .(3)
همان طور که ملاحظه می شود ، علی علیه السلام ، بر خلاف زندانیان دیگر که افرادی عادی بوده اند ، بر کارگزار متخلف خود محدودیت هایی جدی حتی در زندان اعمال می کند زیرا وقتی مسوولان نظام به حقوق مردم تعدی می کنند ، تنها یک مجرم معمولی نیستند بلکه علیه کلیت جامعه مرتکب جنایت شده اند و باید به گونه ای مجازات شوند که دیگر مسوولان جرأت خیانت و اختلاس و سوء استفاده نداشته باشند.
حضرت علی ، نه تنها به سوء استفاده مالی مسوولان نظام بسیار حساس بودند ، حواسشان به کاهلی آنان در خدمت به مردم هم بود. به عنوان مثال منذر بن جارود فرماندار اصطخر به جای انجام وظیفه به تفریح خوشگذرانی می پرداخت.امام(ع) پس از اطلاع از تخلف وی این گونه نوشت: ... به من خبر رسيده كه تو بیشتر اوقات، كار خود را رها کرده ،به شكار و سگ بازى می پردازی و برای تفریح و گردش بيرون می روى. سوگند مى‏خورم كه اگر این گزارش حقیقت داشته باشد تو را به سبب این خلافها سخت مجازات می کنم، و ابله ترین فرد قومت بر تو برتری دارد ؛ پس به محض اینکه نامه‏ ام راخواندی،به سوی من شتاب کن .(4)
امام بر آن بود که کارگزار نظام اسلامی باید در همه شوون ، الگو باشد و اگر کسی در نظام اسلامی خواهان پست حکومتی است ، حتی در زندگی شخصی اش نیز باید ارزش ها را رعایت کند.

همه این ها نشان می دهد که حضرت علی (ع) معتقد بودند ناهنجاریهای برخی از کارگزاران سبب می شود مردم نسبت به دولتمردان و حاکمان بدبین شده، و اعتمادشان را به آنان از دست بدهند و مسلم است که بی اعتمادی مردم نسبت عنوان عنصر تهدیدکننده حکومت به شمار می آید.
حضرت علی علیه السلام ، هرگز در صدد لاپوشانی و کتمان جرم ها و تخلفات مسوولان نظام نبودند و هیچگاه بر این باور نشدند که اگر جرم مسوولی عیان و اثبات شود و مجازات گردد ، مردم بدبین می شوند و آب به آسیاب دشمن می ریزد؛ بلکه برعکس دوام و قوام حکومت و جامعه را در اجرای شدید عدالت و مجازات مسوولان گناهکار می دانستند.
 در سیره حکومتی علی علیه السلام ، تخلفات مدیران و کارگزاران هر نظام ، از آفات آن به حساب می آید که همانند یک دمل چرکین از درون، حکومت را به تباهی و سقوط می کشاند که باید آن را سریعا جراحی کرد و از بین برد تا جامعه و حکومت بتوانند به سلامت ادامه حیات دهند و پیشرفت کنند.
اگر امروز تاریخ از برخورد علی علیه السلام با کارگزاران نظام خود به عنوان مصادیق عدالت گستری و پاسداری از حقوق مردم به نیکی یاد می کند ، جمهوری اسلامی نیز برای نیکنامی تاریخی ، چاره ای جز پیمودن راه علی (ع) ندارد و برخورد شدید و بی تعارف با مسوولان مجرم یکی از مولفه های سنجش میزان قرابت جمهوری اسلامی با حکومت امیرالمومنین (ع) است .

پی نوشت

1.نهج البلاغه، مترجم: محمد دشتی،قم،موسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمومنین(ع)،نامه 53.

2  قاضي نعمان،دعائم الإسلام،تحقيق: آصف بن علي أصغر فيضي،قاهره، دار المعارف ،چاپ دوم،صص532-533.

3. نهج البلاغه، مترجم: محمد دشتی،قم،موسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمومنین(ع)،نامه41.

4. يعقوبى،تاريخ يعقوبى،بيروت، دار صادر، بى تا،ج2،صص203-204.